تبليغاتX
پرده پندار


پرده پندار

اگر می‌خواهی بدانی که خدا چه ارزش و اعتباری برایت قائل است، پس ببین تو چه ارزشی برای او قائلی . حضرت محمد (ص)
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 9:2 توسط اقلیما| |


لحظاتی هست
استخوانهای اشیاء می‌پوسد
و فرسودگی از در و دیوار می‌بارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک "حَمَل"
نه صدائی صمیمی از آن طرف سیم
و نه نگاهِ مادر در قاب
قانعت نمی‌کند
زندگی قانعت نمی‌کند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری.
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:56 توسط اقلیما| |


من از این غفلت معصوم تو ای شعله پاک!

بیشتر می سوزم و دندان به جگر می فشرم.

منشین با من،منشین،

تو جه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من،

چه جنونی،چه نیازی،چه غمی است؟

یا نگاه تو،که پر عصمت و ناز

بر من افتد،چه عذاب و ستمی است.



دردم این نیست ولی،

دردم این است که من بی تو دگر،

از جهان دورم و بی خویشتنم.

پوپکم!اهوکم!

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم.



مگرم سوی تو راهی باشد،

-چو فروغ نگهت-

ورنه دیگر به چه کار آیم من

بی تو؟-چون مرده ی چشم سیهت-منشین،اما با من منشین.

تکیه بر من مکن ای پرده ی طناز حریر!

که شراری شده ام.

پوپکم!آهوکم!

گرگ هاریشده ام!

(مهدی اخوان ثالث)
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:51 توسط اقلیما| |

مرا رازی است اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم

قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم
دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمیبینم

دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی آید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمیبینم

نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینم

خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم دل خرم نمیبینم

کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
به امید دمی با دوست و آن دم هم نمیبینم

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 15:27 توسط اقلیما| |

زماني که سر آشپز معروف گوگل ، چارلي آيرز ، معروف به شف چارلي، در سال ۱۹۹۹ در گوگل استخدام شد کارمند شماره ۴۰ بود و تنها براي کمتر از ۵۰ گوگلر غذا مي پخت اما در ماه مه ۲۰۰۵ که گوگل را - بمنظور تاسيس تعدادي رستوران زنجيره اي ارگانيک و با سرمايه و کمک مالي ميليون دلاري ساير کارمندان گوگل - ترک مي کرد براي بيش از ۱۵۰۰ نفر غذا سرو مي کرد.
تا زماني که در گوگل بود رابطه نزديکي با کشاورزان و دامداران منطقه بهم زد و همواره بهترين و سالمترين و تازه ترين ها را از آنها مي خواست ، جالب است :
تمام گاوها بايد فقط علف بخورند تا گوشتشان کم چربي باشد، تمام خوکها بايد عاري از نيترات باشند چراکه نيترات باعث سرطان مي شود، و تمام ماهي ها (ماهي براي رشد و بهبود کارکرد مغز انسان بسيار موثر و مفيد است) را بايد با قلاب و در حالت وحشي ( و نه با تور و گروهي ) صيد کنند تا مزه ي بهتري داشته باشد.
اين اواخر ۵ کمک آشپز و ۴۰ آشپز زيردستش بودند و خودش بيشتر اوقاتش را در دفترش و يا در ميتينگها و جلسات اداري صرف مي کرد.
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:7 توسط اقلیما| |

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنی.
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 10:21 توسط اقلیما| |

مشخصات چه کشوري است که:
20ميليون فقير،
7 ميليون بيكار،
4 ميليون معتاد،
300 هزار زن تن فروش ؛
14 ميليون بيمار روانى ،
600 هزار كودك كارگر ،
يك و نيم ميليون محروم از تحصيل
8 ميليون بيسواد،
180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها،
450 هزار تصادف در سال،
40 هزار بيمار ايدزي،
سن بزهکاري زير 10 سال،
کف سني فحشا 14 سال،
و کف سني اعتياد 13سال و...
اينجا ايران اسلامی توست عزیز دل برادر!
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 15:9 توسط اقلیما| |

بذارید بگم موضوع از چه قرار بود:
دیروز تو شرکت داشتم کاغذامو مرتب می کردم و یه سری باطله ها رو جدا می کردم که بریزم دور، دیدم اینو پشت یکی از اونها نوشتم. کی؟ شاید دی ماه!!! حیفم اومد بندازمش دور. کاغذ د دستم نبود. گفتم کجا باشه که همیشه باشه؟ دیدم صفحه وب لاگم جلوم بازه. نوشتمش!!!!

همین!! نه حرف غمه ، نه سفر و دوری یار و بی وفایی و از خود گذشتن!!!

اگر با احساساتتون بازی شد ، من معذرت می خوام!!!!!!!
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 11:4 توسط اقلیما| |



خداحافظ همین حالا
همین حالا که من تنهام

به شرطی که ، بفهمی تر شدن چشمام!
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:11 توسط اقلیما| |


«نمي‌دانم چه كسي مرا به دنيا آورده است، دنيا چيست، جسم چيست، احساس كدام است، روحم چيست و اين بخشي از وجودم كه مي‌انديشد و اين چيزها را بر زبانم جاري مي‌كند، كدام است . . . من اين فضاهاي دهشتناك عالم را مي‌بينم كه احاطه‌ام كرده‌اند، در گوشه‌اي از اين عالم پهناور خزيده‌ام بي‌ آن‌كه بدانم چرا اين‌جا قرار گرفته‌ام و نه در جايي ديگر، و چرا اين مدت زمان كوتاه كه براي حيات به من داده شده در اين نقطه است نه در جاي ديگر. . . به همان قرار كه نمي‌دانم از كجا آمده‌ام و نمي‌دانم به كجا مي‌روم، همين قدر مي دانم در گريز از اين‌جا، يا براي هميشه به نيستي افتاده يا در دست‌هاي خداوند قهاري اسيرم بي‌ آن‌كه بدانم در كدام يك از اين دو وضع، تا ابد تقسيم خواهم شد. اين است وضع من؛ پر از ضعف و ترديد. پس، نتيجه مي‌گيريم كه بايد هر روز از عمر خود را صرف جستجو كنم، بي آن‌كه بدانم چه بر سرم خواهد آمد. شايد بتوانم تحققي در ترديدهايم بيابم.»
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:17 توسط اقلیما| |

فعلا تا اطلاع ثانوی:

          می خوام تنها باشم! ببینم این وسط کجای دنیا رو  می خوام )باید!( بگیرم!!

                              به نظرت خودت داری کجا میری؟ اصلا کجا می خوای بری؟

                       تو که منو می شناسی ، نظرت درباره این راه های عجیب غریبی که من میریم چیه؟

               یکی یه پیشنهادی داد :                                         ""TAKE IT EASY"                            

 

نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 20:51 توسط اقلیما| |


Design By : Night Skin