پرده پندار
می خوام تنها باشم! ببینم این وسط کجای دنیا رو می خوام )باید!( بگیرم!! به نظرت خودت داری کجا میری؟ اصلا کجا می خوای بری؟ تو که منو می شناسی ، نظرت درباره این راه های عجیب غریبی که من میریم چیه؟ یکی یه پیشنهادی داد : ""TAKE IT EASY"
لحظاتی هست
استخوانهای اشیاء میپوسد
و فرسودگی از در و دیوار میبارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک "حَمَل"
نه صدائی صمیمی از آن طرف سیم
و نه نگاهِ مادر در قاب
قانعت نمیکند
زندگی قانعت نمیکند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری.
من از این غفلت معصوم تو ای شعله پاک!
بیشتر می سوزم و دندان به جگر می فشرم.
منشین با من،منشین،
تو جه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من،
چه جنونی،چه نیازی،چه غمی است؟
یا نگاه تو،که پر عصمت و ناز
بر من افتد،چه عذاب و ستمی است.
دردم این نیست ولی،
دردم این است که من بی تو دگر،
از جهان دورم و بی خویشتنم.
پوپکم!اهوکم!
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم.
مگرم سوی تو راهی باشد،
-چو فروغ نگهت-
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بی تو؟-چون مرده ی چشم سیهت-منشین،اما با من منشین.
تکیه بر من مکن ای پرده ی طناز حریر!
که شراری شده ام.
پوپکم!آهوکم!
گرگ هاریشده ام!
(مهدی اخوان ثالث)
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم
قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم
دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم
دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمیبینم
دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی آید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمیبینم
نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینم
خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم دل خرم نمیبینم
کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
به امید دمی با دوست و آن دم هم نمیبینم
تا زماني که در گوگل بود رابطه نزديکي با کشاورزان و دامداران منطقه بهم زد و همواره بهترين و سالمترين و تازه ترين ها را از آنها مي خواست ، جالب است :
تمام گاوها بايد فقط علف بخورند تا گوشتشان کم چربي باشد، تمام خوکها بايد عاري از نيترات باشند چراکه نيترات باعث سرطان مي شود، و تمام ماهي ها (ماهي براي رشد و بهبود کارکرد مغز انسان بسيار موثر و مفيد است) را بايد با قلاب و در حالت وحشي ( و نه با تور و گروهي ) صيد کنند تا مزه ي بهتري داشته باشد.
اين اواخر ۵ کمک آشپز و ۴۰ آشپز زيردستش بودند و خودش بيشتر اوقاتش را در دفترش و يا در ميتينگها و جلسات اداري صرف مي کرد.
ادامه مطلب
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنی.
20ميليون فقير،
7 ميليون بيكار،
4 ميليون معتاد،
300 هزار زن تن فروش ؛
14 ميليون بيمار روانى ،
600 هزار كودك كارگر ،
يك و نيم ميليون محروم از تحصيل
8 ميليون بيسواد،
180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها،
450 هزار تصادف در سال،
40 هزار بيمار ايدزي،
سن بزهکاري زير 10 سال،
کف سني فحشا 14 سال،
و کف سني اعتياد 13سال و...
اينجا ايران اسلامی توست عزیز دل برادر!
دیروز تو شرکت داشتم کاغذامو مرتب می کردم و یه سری باطله ها رو جدا می کردم که بریزم دور، دیدم اینو پشت یکی از اونها نوشتم. کی؟ شاید دی ماه!!! حیفم اومد بندازمش دور. کاغذ د دستم نبود. گفتم کجا باشه که همیشه باشه؟ دیدم صفحه وب لاگم جلوم بازه. نوشتمش!!!!
همین!! نه حرف غمه ، نه سفر و دوری یار و بی وفایی و از خود گذشتن!!!
اگر با احساساتتون بازی شد ، من معذرت می خوام!!!!!!!
خداحافظ همین حالا
همین حالا که من تنهام
به شرطی که ، بفهمی تر شدن چشمام!
«نميدانم چه كسي مرا به دنيا آورده است، دنيا چيست، جسم چيست، احساس كدام است، روحم چيست و اين بخشي از وجودم كه ميانديشد و اين چيزها را بر زبانم جاري ميكند، كدام است . . . من اين فضاهاي دهشتناك عالم را ميبينم كه احاطهام كردهاند، در گوشهاي از اين عالم پهناور خزيدهام بي آنكه بدانم چرا اينجا قرار گرفتهام و نه در جايي ديگر، و چرا اين مدت زمان كوتاه كه براي حيات به من داده شده در اين نقطه است نه در جاي ديگر. . . به همان قرار كه نميدانم از كجا آمدهام و نميدانم به كجا ميروم، همين قدر مي دانم در گريز از اينجا، يا براي هميشه به نيستي افتاده يا در دستهاي خداوند قهاري اسيرم بي آنكه بدانم در كدام يك از اين دو وضع، تا ابد تقسيم خواهم شد. اين است وضع من؛ پر از ضعف و ترديد. پس، نتيجه ميگيريم كه بايد هر روز از عمر خود را صرف جستجو كنم، بي آنكه بدانم چه بر سرم خواهد آمد. شايد بتوانم تحققي در ترديدهايم بيابم.»
| Design By : Night Skin |


